تبلیغات
dis() هیئت محبین امام زمان (عج) كرج - آوینی خوب، آوینی مرده!
قطعه گمشده ای از پر پرواز كم است .....یازده بار شمردیم یكی باز كم است .....این همه آب كه جاریست نه اقیانوس است.....عرق شرم زمین است كه سرباز كم است

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    ایمیل  به مدیر وبلاگ !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : ورود شما را به وبلاگ هیئت محبین امام زمان (عج) خوش آمد عرض میکنم برای سلامتی آقا امام زمان (عج) صلوات ختم کنید .

اللّهُمَ كُنْ لِوَلیِكَ الْحُجَةِ بْنِ الْحَسَنْ :: صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلی ابائِهِ :: فی هذهِ الساعَه وَ فی كُلِ الساعَه :: وَلیاً وَ حافِظا وَ قائِداً وَ ناصِرا وَدَلیلاً وَعَیْنا :: حَتّی تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوعا :: وَتُمَتِعَهُ فیها طَویلا.....................اللّهُمَ كُنْ لِوَلیِكَ الْحُجَةِ بْنِ الْحَسَنْ :: صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلی ابائِهِ :: فی هذهِ الساعَه وَ فی كُلِ الساعَه :: وَلیاً وَ حافِظا وَ قائِداً وَ ناصِرا وَدَلیلاً وَعَیْنا :: حَتّی تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوعا :: وَتُمَتِعَهُ فیها طَویلا.................
شما می توانید با وارد كردن ایمیل خود در این قسمت از به روز شدن این وبلاگ با خبر شوید
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه


blogip.mihanblog.com

آوینی خوب، آوینی مرده!

حرف حق از دختر سید

سیده كوثر آوینی

پانزده سال پیش در چنین روزهایی، خبر شهادت سید مرتضی آوینی منتشر شد. در آن روزهای تلخ بهار سال هفتاد و دو، در اكثر بزرگداشت‌هایی كه برگزار شد، صحبت از زندگی كوتاه، اما دشوار آن مرد بود. در فیلم «مرتضی و ما» كه كیومرث پوراحمد در همان ایام ساخت، دوستان و همكاران مرتضی آوینی از نحوه دشوار زیستن و تفكر و راه سخت او می‌گفتند. آنها درباره مرگ كسی صحبت می‌كردند كه شهامت زندگی كردن را داشت، كه از تجربه كردن نمی‌هراسید، كه با پای خود به استقبال مرگ رفته بود تا به زندگی‌اش معنا ببخشد. در آن روزها، صحبت از كسی بود كه از ابتدای جوانی، چیزی می‌خواست و تا آخر كار و تا پای جان برای رسیدن به آن تلاش كرد؛ این نوع زیستن، ساده نیست.

شهامت زندگی كردن، چیزی است كه كمتر در مردمان این دوران دیده می‌شود. مرتضی آوینی شهامت زندگی كردن داشت، و این بارزترین خصلت‌اش بود. چه در جوانی كه به دانشكده هنرهای زیبا می‌رفت و معماری می‌خواند و به مطالعه فرهنگ و فلسفه غرب مشغول بود، چه در دورانی كه همه‌ گذشته‌اش را به كناری نهاد و تمام وجودش را صرف ساختن فیلم‌های مستند جنگی كرد تا حقیقت را در جبهه‌های جنگ بیابد، و چه در سال‌های بعد كه دغدغه‌هایش را در قالب مقالات نظری نوشت و منتشر كرد، در همه این دوره‌های به ظاهر متفاوت، آشكارترین خصوصیتش، شهامت در زندگی كردن بود. وقتی راهی را برمی‌گزید، تا پایان می‌رفت، بدون این كه در میانه‌های راه سستی كند.

 شهید سید مرتضی آوینی
آنها كه سیر فكری‌اش را در آن سال‌های آخر دنبال كرده‌اند، می‌دانند كه تمام وجودش پر از سؤال بود؛ همان سؤالاتی كه به دوره‌های متفاوت زندگی‌اش وحدت می‌بخشید. سؤالاتی كه می‌توانست پاسخ‌هایی ترسناك داشته باشد، پاسخ‌هایی كه مردمان این روزگار به دلیل هراس از عواقب آنها، از طرح اصل سؤال خودداری می‌كنند. كسانی كه آثارش را خوانده‌اند و با سیر تفكرش آشنا شده‌اند، دیده‌اند كه او در مقالاتش با شهامت از دریافت‌های جدیدش می‌نویسد، و چه بسا برخی از این دریافت‌های جدید، باطل‌كننده پیش‌فرض‌های قبلی خودش هم باشد؛ اما چه باك. دوستانش می‌دانند كه همیشه و در همه حال آمادگی بحث كردن داشت، بدون آن كه به اعتقادات‌اش تعصب بورزد، و می‌دانند كه همیشه آمادگی شنیدن نظرات مخالفان را داشت، و آمادگی تشخیص حقیقت را در اعتقادات آنها.

همین خصوصیتش باعث شد در آن چند سال واپسین كه سردبیری مجله سوره را پذیرفته بود، روز به روز بر تعداد دشمنانش افزوده شود، و همه می‌دانند كه در شرایطی كه عقب‌نشینی، ساده‌ترین و شاید عاقلانه‌ترین راه بود، مرتضی آوینی با شهامت در مقابل فشار ویران‌گر گردبادها ایستاد و خود را در معرض انواع تهمت‌ها قرار داد و باز هم پا پس نكشید. همین نوع زندگی مردانه بود كه باعث شد بزدلان روزگار، حتی مسلمان بودنش را هم مورد تردید قرار دهند.

در دورانی زندگی می‌كنیم كه بارزترین صفتش بزدلی است و البته برای آن كه خاطر خودمان را مكدر نكنیم، برای این صفت، مترادف‌های دیگری دست و پا كرده‌ایم. مرتضی آوینی در دوران حیات، دامن خود را به این بزدلی آلوده نكرد، اما پس از مرگش، و در گذر ایام، جمعی از بزدلان آن روزها به ستایشش مشغول شده‌اند. آنها كه در سال‌های حیات مرتضی آوینی از راهی كه او برگزیده بود می‌هراسیدند، و با انواع تهمت‌ها و بدگویی‌ها سعی در حذف او داشتند، پس از مرگش هم از روبه‌رو شدن با آثار و تفكرات او وحشت دارند؛ می‌ترسند كه در اثر مجاورت با تفكر او، ویران شوند. آنها كه جرأت مردانه زندگی كردن را ندارند، تفكر آوینی را تا حد خود پایین آورده‌اند و تصورات خودشان را به نام او می‌نویسند و بسط می‌دهند. وجوهی از زندگی و تفكرات او را كه به اعتقادات خودشان شباهت دارد، جدا كرده‌اند و یك «شهید آوینی» مطلوب و شبیه به خودشان ساخته‌اند تا بتوانند با خیال آسوده به زندگی‌شان ادامه دهند، چرا كه به حكم غریزه فهمیده‌اند در جست‌و‌جوی حقیقت بودن، مانع از خواب خوش و زندگی آسان است. بزدلانه روبه‌رو شدن با مردی كه خانه خود را در دامنه آتشفشان بنا كرده بود، اگرچه اتفاقی است از جنس این روزگار، عملی است بس ناجوانمردانه و حقیر. پانزده سال زمانی كوتاه برای از یاد نبردن، و زمانی كافی برای فراموش كردن است.

*دختر شهید سید مرتضی آوینی


نوشته شده تو نوشته شده توسط تنها ساعت 04:04 ق.ظ در روز : شنبه 24 فروردین 1387
ویرایش شده در شنبه 24 فروردین 1387 و ساعت 05:04 ق.ظ
لینك ثابت | نظرات ()