تبلیغات
dis() هیئت محبین امام زمان (عج) كرج - مطالب تیر 1387
قطعه گمشده ای از پر پرواز كم است .....یازده بار شمردیم یكی باز كم است .....این همه آب كه جاریست نه اقیانوس است.....عرق شرم زمین است كه سرباز كم است

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    ایمیل  به مدیر وبلاگ !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : ورود شما را به وبلاگ هیئت محبین امام زمان (عج) خوش آمد عرض میکنم برای سلامتی آقا امام زمان (عج) صلوات ختم کنید .

اللّهُمَ كُنْ لِوَلیِكَ الْحُجَةِ بْنِ الْحَسَنْ :: صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلی ابائِهِ :: فی هذهِ الساعَه وَ فی كُلِ الساعَه :: وَلیاً وَ حافِظا وَ قائِداً وَ ناصِرا وَدَلیلاً وَعَیْنا :: حَتّی تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوعا :: وَتُمَتِعَهُ فیها طَویلا.....................اللّهُمَ كُنْ لِوَلیِكَ الْحُجَةِ بْنِ الْحَسَنْ :: صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلی ابائِهِ :: فی هذهِ الساعَه وَ فی كُلِ الساعَه :: وَلیاً وَ حافِظا وَ قائِداً وَ ناصِرا وَدَلیلاً وَعَیْنا :: حَتّی تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوعا :: وَتُمَتِعَهُ فیها طَویلا.................
شما می توانید با وارد كردن ایمیل خود در این قسمت از به روز شدن این وبلاگ با خبر شوید
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه


blogip.mihanblog.com

شهید عبدالحسین برونسی

دوره آموزشی خدمت تموم شده بود و قرار بود تقسیمشون کنند. تو بین اون جمع عبدالحسین و چند تای دیگه رو انتخاب کردن.

همه بهشون می گفتن: خوش به حالتون! دیگه از خدمت راحت شدین. اما عبدالحسین نمی دونست قراره کجا ببرنشون.

از ماشین که پیاده شد یه ویلای بزرگ جلوی چشمش بود. یه خانم خدمتکار جلو در منتظرش بود تا راهنماییش کنه. خودش این ماجرا رو اینطور تعریف کرده: «وارد اتاق که شدم داشتم سکته می کردم. یه زن نسبتاً جوون و نیمه عریان رو صندلی نشسته بود و پاهاش رو هم انداخته بود. تازه فهمیدم چه خبره؟!!! باید برا این خانواده سرهنگ شاهنشاهی خدمت می کردم. هنوز حرف نزده وسایلم رو برداشتم و شروع کردم به دویدن. خدمتکار می گفت: کجا می ری؟!! اینجا همه چیز داری، حقوق ، غذا و.... .

بهش گفتم: اینا بخوره تو سرتون . حاضرم تموم توالتهای پادگان رو بشورم ولی اینجا نمونم.»

آخرشم تو پادگان تنبیه شد ولی تو اون خونه برنگشت.

                                                                                                    ******

همسرش تعریف می کنه: «حامله که بودم بهم گفت: همین تو خونه باش من می رم قابله می آرم. زیاد از رفتنش نگذشته بود که قابله اومد. بچه که بدنیا اومد اون خانم گفت: اسمش رو فاطمه بذارین. اسم خیلی خوبیه.

ساعت از سه نصف شب هم گذشته بود ولی خبری از عبدالحسین نبود. دلواپس شده بودم. بالاخره پیداش شد. بچه رو که دید زد زیر گریه. برام غیر طبیعی بود. جریان اسم گذاشتن قابله رو هم که براش گفتم، گفت: آره؛ منم نیت کرده بودم اگه دختر باشه اسمش رو فاطمه بذارم.

همیشه بغلش که می کرد، حال دیگه ای داشت. بیشتر وقتها گریه می کرد. الان می گم حتماً می دونسته که چه اتفاقی قرار بود براش بیفته. فاطمه که از دنیا رفت خودش غسلش داد و کفنش کرد. حتی سنگ قبر هم براش گذاشت. روشم نوشت: فاطمه ناکام برونسی

بعدها جریان اون شب وآوردن قابله رو برام تعریف کرد: اون روز که رفتم دنبال قابله؛ برا پخش اعلامیه امام یه کار ضروری پیش اومد که باید حتماً می رفتم. به خدا توکل کردم و راهی شدم. حدود ساعت 2 نیمه شب بود که یادم اومد باید قابله می بردم. ولی دیگه کار از کار گذشته بود. اون شب کسی نمی دونست قرار بود قابله ببرم. اون خانوم هر کی بوده خودش اومده بود.» 

                                                                                                    ******
شهید عبدالحسین برونسی

هیچ وقت بدون غسل شهادت بیرون نمی رفت. حتی بنّایی هم که می خواست بره، حتماً قبل از رفتن غسل شهادت می کرد. می گفت: اینجوری اگه اتفاقی هم بمیرم ،‌ ایشالله اجر شهید رو دارم.

                                                                                                   ******

یه بار که از جبهه اومده بود خونه،‌ قرار بود دیوارهای خونه رو که خراب شده بود درست کنه. همه دیوارها رو که ریخت،‌ از سپاه اومدن دنبالش. بهم گفت: یه کار مهمی برام پیش اومده باید برگردم جبهه. خیلی عصبانی شدم. بهش گفتم: این درسته که من تو این خونه بی در و پیکر باشم،‌اونم با چند تا بچه کوچیک؟!!!

بهم گفت: من از همون بچگی که تو روستا بودم هیچ وقت نه روی پشت بام کسی رفتم و نه از دیوار کسی بالا رفتم. به زن و ناموس کسی هم نگاه نکردم. الانم بهت می گم اگه با سر و روی باز هم بخواهی بیرون بری اصلاً کسی به طرفت هم نگاه نمی کنه. مطمئن باش تو این خونه هیچ جنبنده ای مزاحم تو نمی شه. چون من مزاحم کسی نشدم.

بعدها این حرفش کاملاً برام ثابت شد.

                                                                                                   ******

عشقش به بی بی(س) خیلی زیاد بود. یه بار به بچه ها گفته بود: دوست دارم قبل از شهادتم با خون گِلوم اسم مقدس مادرم رو بنویسم.

عملیات والفجر یک بود که بچه ها خبر دادن تیر خورده تو گلوش. بعد ها یکی از بچه ها که کنارش بود تعریف کرد که به آرزوش رسید و با خون گلوش رو یه تخته سنگ اسم حضرت فاطمه(س) رو نوشت.

خیلی خوشحال بود که به آرزوش رسیده بود. می گفت دیگه آرزویی به غیر از شهادت ندارم.



نوشته شده تو نوشته شده توسط تنها ساعت 11:07 ق.ظ در روز : یکشنبه 30 تیر 1387
ویرایش شده در یکشنبه 30 تیر 1387 و ساعت 10:07 ق.ظ
لینك ثابت | نظرات ()
هنرمندان سعودی و رسوایی وهابیت   
 

این "افشاگری هنری" عرصه را بر وهابیت تنگ كرده است، البته نه در عمل، بلكه در تعبیر از باطنشان. و حال، اگر از سوی هیئت امر به معروف و نهی از منكر آل سعود، آزادی و امنیت بیشتری بدست آورند، چه چیزها كه از جامعه وهابیت دیده نخواهد شد؟!!!      

هنرمندان سعودی  و   رسوایی وهابیت

 20/01/2008میلادی

  به قلم سامی جواد كاظم

 

هر چه تلاش می كنم خود را از فضای وهابیت و مخلّفاتش در جامعه دور نگه دارم، باز، روحم بیشتر به دنبال رخدادهای جدید عصر وهابیت كشیده می شود، ولی این رخدادها و اقرارها، از زبان پیروان خودشان است، نه از جانب مخالفان، زیرا "اگر انتقاد از سوی منكر وهابیت باشد ردّ آن آسانتر است"...

می گویند كار از كار گذشته و پیمانه لبریز شده، و امروز، دیگر کار به جایی رسیده که شهروندان جامعه خودشان نیز، شروع به انتقاد از پیروان این افكار ضالّه نموده اند. در حالی كه قبلاً آن (تفکرات وهابیت) را عامل رهایی دهنده شان از مشكلات فرهنگی و تمدنی جامعه می دانستند! اما اكنون می بینند كه بیشتر و بیشتر، در ورطه گمراهی و رذالت تباه شده اند.

چنانكه کارگردان سعودی به نام حسن عسیری، با كارهای هنری خود، به این واقعیت اعتراف می كند. یكی از كارهای وی سریال برادران موسی است كه نكات منفی غیر قابل کتمانی از وهابیت را نشان می دهد و برای همین بعضی از شبكه های ماهواره ای متموّل وهابیت، تلاش زیادی كردند تا قسمتهایی از آن را حذف كنند...

حسن عسیری در سریال برادارن موسی تلاش كرده تا تصاویر متعدد و مكرّری از مسائل اجتماعی كه در جامعه سعودی از حساسیت بالایی برخوردار است، مثل لواط و ناهنجاری جنسی و هتك ناموس و از هم پاشیدگی خانوادگی و آدم ربایی را با كمال صداقت و امانت در فیلم خود نمایش دهد.

" با وجود این واقعیات، آل سعود، به کدامین افکار وهابیت افتخار میکند!؟ "

حسن عسیری، بعد از سانسور اجباری! بعضی از صحنه های داغ (مقصود صحنه هایی است كه از واقعیت وهابیت پرده بر می دارد) از سریال خود، اكنون به مونتاژ دوباره آن مشغول است!!! زیرا این شبكه های ماهواره ای، آن صحنه های افشا کننده را دوست نداشتند و منع كرده بودند... اما العسیری با شهامتی مثال زدنی سریال جنجالی دیگری را با نام زنجیرها ساخت كه در شبكه MBC پخش شد. این سریال، در آغاز سال 2007 آراء و نظرات مثبت زیادی را کسب نمود.  

عسیری در دفاع از كارهای خود می گوید: من فقط به طرح مسائل مهمی كه زندگی اجتماعی (عربستان) در گیر با آن است، می پردازم و تلاش می كنم با كارهای هنری خود واقعیت زندگی جامعه سعودی را آشكار نمایم. وی همچنین به این نكته اشاره كرد كه در سریال برادران موسی بازیگران بزرگی همچون هیفاء حسین و عبد الناصر الزایر و لمیاء طارق و عبیر احمد نقش آفرینی کرده اند.

گفتنی است این "افشاگری هنری" عرصه را بر وهابیت تنگ كرده است، البته نه در عمل، بلكه در تعبیر از باطنشان. و حال، اگر از سوی هیئت امر به معروف و نهی از منكر آل سعود، آزادی و امنیت بیشتری بدست آورند، چه چیزها كه از جامعه وهابیت دیده نخواهد شد؟!!!  


منبع: www.burathanews.com



نوشته شده تو نوشته شده توسط تنها ساعت 06:07 ق.ظ در روز : سه شنبه 25 تیر 1387
ویرایش شده در - و ساعت -
لینك ثابت | نظرات ()
متن فتوی حلال بودن خون شیعه توسط ابن جبرین،عالم وهابی...   

مسلماً من ذبح آن رافضی را حلال نمیدانم ...این رافضیان غالباً مشرک هستند و علی بن ابی طالب را دائما در سختی و آسانی حتی در عرفات و طواف و سعی صفا و مروه می خوانند و فرزندان او را امامانشان می خوانند همانطور که بارها از آنان شنیده ایم و این بزرگترین شرک و ارتداد از اسلام است.خدا شرّشان را کم کند و صلّی الله علی محمد و آله و صحبه و سلّم!!!


 

متن سوال: بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت! شیخ عبد الرحمن الجبرین حفظه الله، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

و بعد... در شهر ما شخصی است رافضی(شیعه)، که کارش قصابی است و اهل سنت او را برای ذبح حیواناتشان نگه داشته اند. برای همین دلایلی برای تعامل با این رافضی در این شغل وجود دارد... حکم تعامل با این شخص رافضی و امثال او چیست؟ و حکم حیوانی که بدست او کشته شده چیست؟ آیا حلال است یا حرام؟ به ما در این مسئله فتوا دهید.

 اجر تان با خدا و الله ولی التوفیق.

 

جواب استفتاء:

و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته

و بعد ... مسلماً من ذبح آن رافضی را حلال نمیدانم و گوشت قربانی او را نمی خورم ؛ زیرا این رافضیان غالبا مشرک هستند و علی بن ابی طالب را دائما در سختی و آسانی حتی در عرفات و طواف و سعی صفا و مروه می خوانند و فرزندان او را امامانشان می خوانند همانطور که بارها از آنان شنیده ایم و این بزرگترین شرک و ارتداد از اسلام است. پس مستحق قتل می باشند؛ زیرا در وصف علی (رضی الله عنه) غلوّ می کنند و او را با اوصافی که جز برای خدا صحیح نیست، توصیف می کنند، چنانکه در عرفات از آنها شنیده ایم. بنابراین آنها مرتد شمرده می شوند؛ زیرا او (علی) را ربّ و خالق و متصرف در هستی می دانند، کسی که غیب می داند و در ضرر و نفع آنها و ... تأثیر دارد و نیز آنها به قرآن کریم افترا می بندند و گمان می کنند که اصحاب پیامبر آن را تحریف کرده اند و چیزهای زیادی از آن را که مربوط به اهل بیت و بزرگانشان بوده حذف نموده اند. پس بنابراین از قرآن پیروی نمی کنند و آن را مایه گمراهی می دانند و نیز آنها بزرگان صحابه مانند خلفای سه گانه و بقیه عشره و أمهات المؤمنین و مشاهیر صحابه مانند انس و جابر و ابی هریره و ... را قبول ندارند و احادیثشان را دروغ می دانند ، یا دلیلی برای آنچه که می گویند ، نمی بینند. ولی با وجود این سرشان را بلند می کنند و می گویند چیزی در دلشان نیست و در درونشان آنچه را که اعتقاد دارند، پنهان می کنند و می گویند هر کس در دین تقیه نداشته باشد دین ندارد. ادعای آنان در مورد برادران ما و دین دوستی شان پذیرفته نیست الخ... عقیده آنان نفاق است.

خدا شرّشان را کم کند و صلّی الله علی محمد و آله و صحبه و سلّم!!!

22/3/1412 هجری. 

Sample Image

تصویری از فتوای مذکور 


نوشته شده تو نوشته شده توسط تنها ساعت 05:07 ق.ظ در روز : سه شنبه 25 تیر 1387
ویرایش شده در - و ساعت -
لینك ثابت | نظرات ()